1- کتاب المجزی ابوطالب هارونی
چند سال پیش در کتابخانه تریم نسخه ای از این کتاب مهم و اصولی ابوطالب هارونی را از نزدیک دیدم. ابوطالب هارونی در مقایسه با برادرش ابوالحسین هارونی در تدوین کتابهای اصولی موفقتر و کوشا تر بوده است . اساسا تألیفات او بیش از برادرش است و از جمله در علم اصول از وی چندین کتاب در دست است .
وی در شمار نخستین مولفان زیدی است که به طور منظم در این زمینه فعالیت داشته و در آن آراء اصولی را بر اساس رأی مشایخ معتزلی و هماهنگ با مذهب زیدی خود مطرح کرده است . از همین زمان کتاب المعتمد ابوالحسین بصری را در اختیار داریم که از مهمترین و به نظر ابن خلدون پر تأثیر ترین کتابهای اصولی است . او نیز همچون ابوطالب شاگرد قاضی عبدالجبار است و قاضی نیز آراء اصولی را در مجلدی از کتاب بزرگ و برجسته المغنی مطرح کرده که خوشبختانه باقی مانده است . اصولا معتزلیان مباحث اصولی را در بخشی از اهتمامات کلامی خود مورد توجه قرار داده اند و از مشایخ اولیه معتزلی , آراء اصولی و مباحث وابسته به این علم از طریق کتابهای یاد شده و نیز سایر کتابهای اصولی و مهمتر از همه کتابهای زیدیان در اختیار است . امامان زیدی یمن عموما در لیست آثارشان کتابهای اصولی داشته اند که این کتابها منبع خوبی برای آشنایی با آراء اصولی معتزلیان است ؛ از جمله کتابهایی مانند صفوه الاختیار المنصور بالله عبدالله بن حمزه ؛ کتابهای اصولی الموید بالله یحیی بن حمزه و آثار رصاص و دیگران . البته کتاب المعتمد جزء مهمترین منابع این نویسندگان بوده است که خوشبختانه این کتاب سالها پیش توسط مرحوم حمید الله و استاد حسن حنفی در 2 جلد در دمشق منتشر شده است . اما باید تأثیر کتابهای ابوطالب هارونی در این زمینه را به طور خاص مورد تحقیق قرار داد . این روزها مشغول کار بر روی این پروژه تحقیقاتی هستم . در این میان با خبر شدم که کتاب المجزی در حال انتشار است و کتاب جوامع الأدله وی هم درکشور سعودی مورد تحقیق قرار گرفته است . در آینده نزدیک مقاله من شاید در همین سایت در این زمینه منتشر شود . در حالی که تاریخ علم اصول در میان امامیه تا اندازه ای توسط برخی محققان غربی مورد مطالعه قرار گرفته , درباره علم اصول معتزلی کمتر کاری صورت گرفته است . برای یک ناشر در بیروت , هم اینک مشغول تدوین کتابی در این زمینه به زبان عربی هستم . منابع کار را فراهم کرده ام و مقدمات کار نیز کم و بیش پایان گرفته است ؛ می ماند مواردی از مقایسه ها و تحقیقات بیشتر که امیدوارم زودتر به پایان برسد . خوشبختانه در سالهای اخیر کتابهای اصولی کهن متعددی منتشر شده است ؛ از ابوبکر باقلانی و ابوالمعالی جوینی و برخی نویسندگان حنبلی سده پنجم که از آنها باید در این زمینه کمک گرفت .
2- کتابهای ابوطالب هارونی به نام دیگران
ابوطالب هارونی، دانشمند برجسته زیدی شمال ایران، به نظرم یکی از دانشمندان برجسته ای است که هنوز ابعاد مختلف اندیشه و فعالیتهای علمی او مورد بررسی قرار نگرفته است. یکی از مشکلات، تاکنون عدم دسترسی عمومی به بیشتر آثار او بوده است. در میان کتابهای او البته بسیاری در اختیار ما قرار دارند، اما از آن میان مهمترین کتابهای او تاکنون منتشر نشده اند. وی شاگرد قاضی عبدالجبار همدانی بوده و در دانش کلام و فقه از خود آثار مهمی بر جای گزارده است. در کنار اینها وی در حدیث و تاریخ و اصول فقه نیز آثار مهمی دارد. یکی از مشکلات کار انتساب کتابهای او به دیگران است. کتاب الدعامة فی الامامة او سالها قبل در بغداد و به کوشش ناجی حسن چاپ شد، اما به غلط به نام صاحب بن عباد. البته استاد مادلونگ در مقاله ای این نکته را روشن کردند. همین امر در مورد آثار اصولی او نیز صادق است. شاید مهمترین سهم ابوطالب در تدوین اصول فقه معتزلی است. از این لحاظ او بر برادرش و نیز بر بیشتر زیدیان دیگر حق تقدم دارد و در حقیقت کتابهای او در اصول فقه موجبات حفظ سنت اصول فقه نویسی را در میان زیدیان ایجاد کرد. البته در کنار کتابهای او در اصول فقه، باید از اثر مهم ابوالحسین بصری نام برد با عنوان المعتمد که در دو جلد چاپ شده و از مهمترین کتابهای اصولی است که حتی بر اصول سنی مانند المحصول فخر رازی تأثیر گزارده است. در این مورد ابن خلدون نیز گواهی داده است. اما در میان زیدیه، احتمالا می توان این مطلب را با اطمینان خاطر گفت که کتابهای اصولی ابوطالب هارونی تأثیر مهمتری نسبت به کتابهای ابوالحسین بصری داشته است. گرچه منبع اصلی در این میان کتابهای قاضی عبدالجبار بوده، اما بیشتر این آثار به زیدیان سده های میانی در یمن نرسیده بود و آنان بیشتر به آثار ابوطالب هارونی و نیز به بخش اصولی کتاب شرح عیون المسائل حاکم جشمی التفات نظر داشتند که این دومی خود مبتنی بر نوشته های ابوطالب است. با این وصف المعتمد ابوالحسین و تجرید ملاحمی از آن نیز برای زیدیان اهمیت خود را داشت. از میان آثار اصولی ابوطالب دو کتاب المجزی و جوامع الأدلة اهمیت زیادی دارند. از هر دو کتاب هم نسخه های خطی باقی مانده است، به خصوص در کتابخانه های کشورهای غربی، مانند آمبروزیانا. یکی از محققان فرانسوی هم اینک بر روی این دو متن کار می کند. شنیده ام در عمان نیز کتاب المجزی در دست انتشار است. نکته جالب توجه این است که کتاب المجزی نیز همانند الدعامة ابوطالب به دیگران نسبت داده شده است. کتابی که با عنوان شرح العمد سالها پیش در مدینه منوره در 2 جلد منسوب به ابوالحسین بصری منتشر شد، در واقع از آن ابوطالب هارونی است و بخشی از کتاب المجزی. البته کتاب المجزی بزرگتر از این است و نسخه کامل آن هم موجود است. نسخه ای از این کتاب در کتابخانه تریم حضرموت هست ولی نسخه های دیگری هم از این کتاب به صورت کامل و ناقص در کتابخانه های اروپایی موجود است. این نسخه ها نسخه های کهنه ای هم هستند و بعضا به قاضی عبدالجبار منسوب شده اند. به هر حال آثار اصولی ابوطالب هارونی برای آشنایی با انظار اصولی معتزلیان اهمیت زیادی دارد، به خصوص برای انظار اصولی ابوعبدالله بصری، استاد قاضی عبدالجبار که در علم اصول سهم مهمی داشته است. اگر بخواهیم مقایسه ای میان ابوطالب هارونی و سید مرتضی بکنیم، در آن صورت می توان سهم هر یک از این دو تن را در تدوین علم اصول با توجه به آثار آنان بحث کرد، گرچه ابوطالب بر شریف مرتضی اندکی تقدم زمانی دارد ولی در خصوص آراء خاص او در اصول فقه باید کاری به طور خاص انجام شود تا بتوان مقایسه ای میان او و شریف مرتضی در رابطه با سهم هر یک در اصول فقه انجام داد.
چند سال پیش در کتابخانه تریم نسخه ای از این کتاب مهم و اصولی ابوطالب هارونی را از نزدیک دیدم. ابوطالب هارونی در مقایسه با برادرش ابوالحسین هارونی در تدوین کتابهای اصولی موفقتر و کوشا تر بوده است . اساسا تألیفات او بیش از برادرش است و از جمله در علم اصول از وی چندین کتاب در دست است .
وی در شمار نخستین مولفان زیدی است که به طور منظم در این زمینه فعالیت داشته و در آن آراء اصولی را بر اساس رأی مشایخ معتزلی و هماهنگ با مذهب زیدی خود مطرح کرده است . از همین زمان کتاب المعتمد ابوالحسین بصری را در اختیار داریم که از مهمترین و به نظر ابن خلدون پر تأثیر ترین کتابهای اصولی است . او نیز همچون ابوطالب شاگرد قاضی عبدالجبار است و قاضی نیز آراء اصولی را در مجلدی از کتاب بزرگ و برجسته المغنی مطرح کرده که خوشبختانه باقی مانده است . اصولا معتزلیان مباحث اصولی را در بخشی از اهتمامات کلامی خود مورد توجه قرار داده اند و از مشایخ اولیه معتزلی , آراء اصولی و مباحث وابسته به این علم از طریق کتابهای یاد شده و نیز سایر کتابهای اصولی و مهمتر از همه کتابهای زیدیان در اختیار است . امامان زیدی یمن عموما در لیست آثارشان کتابهای اصولی داشته اند که این کتابها منبع خوبی برای آشنایی با آراء اصولی معتزلیان است ؛ از جمله کتابهایی مانند صفوه الاختیار المنصور بالله عبدالله بن حمزه ؛ کتابهای اصولی الموید بالله یحیی بن حمزه و آثار رصاص و دیگران . البته کتاب المعتمد جزء مهمترین منابع این نویسندگان بوده است که خوشبختانه این کتاب سالها پیش توسط مرحوم حمید الله و استاد حسن حنفی در 2 جلد در دمشق منتشر شده است . اما باید تأثیر کتابهای ابوطالب هارونی در این زمینه را به طور خاص مورد تحقیق قرار داد . این روزها مشغول کار بر روی این پروژه تحقیقاتی هستم . در این میان با خبر شدم که کتاب المجزی در حال انتشار است و کتاب جوامع الأدله وی هم درکشور سعودی مورد تحقیق قرار گرفته است . در آینده نزدیک مقاله من شاید در همین سایت در این زمینه منتشر شود . در حالی که تاریخ علم اصول در میان امامیه تا اندازه ای توسط برخی محققان غربی مورد مطالعه قرار گرفته , درباره علم اصول معتزلی کمتر کاری صورت گرفته است . برای یک ناشر در بیروت , هم اینک مشغول تدوین کتابی در این زمینه به زبان عربی هستم . منابع کار را فراهم کرده ام و مقدمات کار نیز کم و بیش پایان گرفته است ؛ می ماند مواردی از مقایسه ها و تحقیقات بیشتر که امیدوارم زودتر به پایان برسد . خوشبختانه در سالهای اخیر کتابهای اصولی کهن متعددی منتشر شده است ؛ از ابوبکر باقلانی و ابوالمعالی جوینی و برخی نویسندگان حنبلی سده پنجم که از آنها باید در این زمینه کمک گرفت .
2- کتابهای ابوطالب هارونی به نام دیگران
ابوطالب هارونی، دانشمند برجسته زیدی شمال ایران، به نظرم یکی از دانشمندان برجسته ای است که هنوز ابعاد مختلف اندیشه و فعالیتهای علمی او مورد بررسی قرار نگرفته است. یکی از مشکلات، تاکنون عدم دسترسی عمومی به بیشتر آثار او بوده است. در میان کتابهای او البته بسیاری در اختیار ما قرار دارند، اما از آن میان مهمترین کتابهای او تاکنون منتشر نشده اند. وی شاگرد قاضی عبدالجبار همدانی بوده و در دانش کلام و فقه از خود آثار مهمی بر جای گزارده است. در کنار اینها وی در حدیث و تاریخ و اصول فقه نیز آثار مهمی دارد. یکی از مشکلات کار انتساب کتابهای او به دیگران است. کتاب الدعامة فی الامامة او سالها قبل در بغداد و به کوشش ناجی حسن چاپ شد، اما به غلط به نام صاحب بن عباد. البته استاد مادلونگ در مقاله ای این نکته را روشن کردند. همین امر در مورد آثار اصولی او نیز صادق است. شاید مهمترین سهم ابوطالب در تدوین اصول فقه معتزلی است. از این لحاظ او بر برادرش و نیز بر بیشتر زیدیان دیگر حق تقدم دارد و در حقیقت کتابهای او در اصول فقه موجبات حفظ سنت اصول فقه نویسی را در میان زیدیان ایجاد کرد. البته در کنار کتابهای او در اصول فقه، باید از اثر مهم ابوالحسین بصری نام برد با عنوان المعتمد که در دو جلد چاپ شده و از مهمترین کتابهای اصولی است که حتی بر اصول سنی مانند المحصول فخر رازی تأثیر گزارده است. در این مورد ابن خلدون نیز گواهی داده است. اما در میان زیدیه، احتمالا می توان این مطلب را با اطمینان خاطر گفت که کتابهای اصولی ابوطالب هارونی تأثیر مهمتری نسبت به کتابهای ابوالحسین بصری داشته است. گرچه منبع اصلی در این میان کتابهای قاضی عبدالجبار بوده، اما بیشتر این آثار به زیدیان سده های میانی در یمن نرسیده بود و آنان بیشتر به آثار ابوطالب هارونی و نیز به بخش اصولی کتاب شرح عیون المسائل حاکم جشمی التفات نظر داشتند که این دومی خود مبتنی بر نوشته های ابوطالب است. با این وصف المعتمد ابوالحسین و تجرید ملاحمی از آن نیز برای زیدیان اهمیت خود را داشت. از میان آثار اصولی ابوطالب دو کتاب المجزی و جوامع الأدلة اهمیت زیادی دارند. از هر دو کتاب هم نسخه های خطی باقی مانده است، به خصوص در کتابخانه های کشورهای غربی، مانند آمبروزیانا. یکی از محققان فرانسوی هم اینک بر روی این دو متن کار می کند. شنیده ام در عمان نیز کتاب المجزی در دست انتشار است. نکته جالب توجه این است که کتاب المجزی نیز همانند الدعامة ابوطالب به دیگران نسبت داده شده است. کتابی که با عنوان شرح العمد سالها پیش در مدینه منوره در 2 جلد منسوب به ابوالحسین بصری منتشر شد، در واقع از آن ابوطالب هارونی است و بخشی از کتاب المجزی. البته کتاب المجزی بزرگتر از این است و نسخه کامل آن هم موجود است. نسخه ای از این کتاب در کتابخانه تریم حضرموت هست ولی نسخه های دیگری هم از این کتاب به صورت کامل و ناقص در کتابخانه های اروپایی موجود است. این نسخه ها نسخه های کهنه ای هم هستند و بعضا به قاضی عبدالجبار منسوب شده اند. به هر حال آثار اصولی ابوطالب هارونی برای آشنایی با انظار اصولی معتزلیان اهمیت زیادی دارد، به خصوص برای انظار اصولی ابوعبدالله بصری، استاد قاضی عبدالجبار که در علم اصول سهم مهمی داشته است. اگر بخواهیم مقایسه ای میان ابوطالب هارونی و سید مرتضی بکنیم، در آن صورت می توان سهم هر یک از این دو تن را در تدوین علم اصول با توجه به آثار آنان بحث کرد، گرچه ابوطالب بر شریف مرتضی اندکی تقدم زمانی دارد ولی در خصوص آراء خاص او در اصول فقه باید کاری به طور خاص انجام شود تا بتوان مقایسه ای میان او و شریف مرتضی در رابطه با سهم هر یک در اصول فقه انجام داد.
پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۷:۱۷

