کتاب تنزیه الأنبیاء والأئمة تألیف شریف مرتضی یکی از کهن ترین نمونه های کتابهای کلامی مستقل در زمینه بحث از مسئله عصمت انبیاء و چگونگی آن و تفاسیر متعدد از آن و در نهایت بحث از شبهات مرتبط با این موضوع است. حتی در مقایسه با کتابهای عالمان غیر شیعی هم کتاب شریف مرتضی کتابی پیشتاز و ابتکاری به شمار می آید. البته تعدادی کتاب تحت عنوان عصمة الأنبیاء و یا عناوین مشابه از نخستین سده های اسلامی نوشته می شده که در زمینه همین بحث است و البته عمده آنها از میان رفته است. می دانیم که میان متکلمان مذاهب مختلف کلامی در تفسیر این موضوع و حدود عصمت پیامبران اختلاف نظر بوده است. در این میان سخت ترین مواضع از آن علمای امامیه بوده که گسترده ترین تفسیر را از عصمت پیامبران ارائه می داده اند. از آن سو گاهی در میان برخی عالمان سنی اشخاصی بوده اند که دامنه بسیار محدودی را برای عصمت پیامبران در نظر می گرفته اند. این امر البته مبتنی بر پایه های اعتقادی و کلامی مذاهب مختلف بوده است و همچنین بر موضعی که هر یک از این گروهها در برابر آیاتی از قرآن اتخاذ می کرده اند که گونه ای خطا و یا حتی گناه را به پیامبران علی الظاهر منسوب می داشته است. گاه نیز این اختلاف نظرها زمینه ای برای طرح اتهامات و برچسبها و جدلهای کلامی میان فرق مختلف متخاصم را که در زمینه اجتماعی و سیاسی در تقابل بوده اند فراهم می کرده است؛ نمونه روشن آن در کتاب نقض عبدالجلیل قزوینی، عالم امامی سده ششم در برابر شافعیان اشعری ری دیده می شود. گفته شده که یکی از افراد خاندان شافعی مذهب مشاط رازی کتابی نوشته بوده است به نام زلة الأنبیاء که همین امر مورد انتقاد سخت عبدالجلیل در کتابش قرار گرفته است. عالمان اشعری البته همواره چنین رأیی نداشته اند؛ نمونه آن کتاب عصمة الأنبیاء فخر رازی است که به چاپ هم رسیده است. در میان حنفیان هم وضع بر همین منوال بوده است. نسخه ای کهن از کتابی با عنوان عصمة الأنبیاء از دانشمندی حنفی از سده چهارم در اختیار است که شاید یکی از بزرگترین کتابهای مستقل در این موضوع باشد و در آن از عصمت انبیاء دفاع شده و به شبهات مختلف پاسخ داده شده است (این کتاب را وقتی دیگر انشاء الله با تفصیل بیشتری معرفی خواهم کرد). البته چنانکه گفتم بحث اصلی درباره حدود و ثغور عصمت بوده است و نه اصل آن. چندین کتاب نیز تحت عنوان تنزیه الأنبیاء نوشته شده که اتفاقا یکی از آنها تألیف عالمی است اشعری از مغرب و از معاصران فخر رازی، به نام ابو الحسن علی بن أحمد السبتی الأموی معروف به ابن خمیر (د. 614 ق) و با نام تنزیه الأنبیاء عما نسب الیهم حثالة الأغبیاء. این کتاب به چاپ هم رسیده است. کتاب دیگر با همین عنوان از سیوطی است با عنوان دقیق تنزیه الأنبیاء عن تسفیه الأغبیاء. این کتاب هم به چاپ رسیده است. حاکم جشمی، عالم نامدار معتزلی خراسان در اواخر سده پنجم قمری هم کتابی با همین عنوان دارد که تاکنون منتشر نشده و از آن دو نسخه دست کم در اختیار است (نک: مقاله ای از نویسنده این سطور درباره همین کتاب در مجموعه بررسیهای تاریخی). کتاب شریف مرتضی طبعا به دلیل قدمت و جایگاه کلامی او اهمیت ویژه ای دارد. ظاهرا تاکنون به جز چاپ سنگی 1290 ق تبریز، دو بار این کتاب به چاپ حروفی رسیده است؛ یک بار در نجف که بعدا بارها این چاپ مبنای چاپهای بعدی بوده و یک بار هم در قم به کوشش آقای فارس حسون کریم. این طبع اخیر مبتنی است بر دو نسخه خطی که یکی از آنها نسخه کهنه ای است متعلق به سال 787 ق محفوظ در آستان قدس. از برخی آثار شریف مرتضی البته نسخه های کهنه در اختیار است و خاصه از امالی او. در مورد کتاب تنزیه الأنبیاء، باید گفت علاوه بر نسخه مورد استفاده در چاپ اخیر این کتاب، نسخه کهنه دیگری هم در ترکیه موجود است که باید از آن در چاپهای بعدی کتاب بهره برد. این نسخه متعلق است به کتابخانه لاله لی، شماره 2168. در اینجا این نسخه را معرفی می کنیم:
عنوان نسخه چنین است: " کتاب تنزیه الأنبیاء صلوات الله علیهم أجمعین". در پایان این نسخه در برگ 112 ب چنین آمده است:
" نجز کتاب تنزیه الأنبیاء علیهم أفضل الصلاة والسلام وفرغ من نسخه العبد الراجی رحمة ربه وغفرانه محمد بن یوسف بن سلیمان بن محمد مولی آل محمد صلی الله علیهم المعروف بابن الریحانی (الزنجانی؛ با خوانشی دیگر) الموصلی فی لیلة السبت التاسع عشر من ربیع الآخر من شهور سنة ست عشر وسبعمائة."
دو گواهی تملک پدر و پسری حنفی مذهب هم در برگ آغازین نسخه دیده می شود؛ از این قرار:
"ملکه الفقیر إلی الله محمد بن علی بن عمر السندی (؟) الحنفی عفی الله عنه بالشراء الشرعی" و دیگری: " ملکه الفقیر الی الله تعالی أحمد بن محمد بن علی بن عمر بن علی (؟) الحنفی عامله الله بلطفه الخفی وعفی عنه ؟؟؟وعن جمیع المسلمین آمین آمین". به هر حال نسخه استانبول از نسخه آستان قدس هفتاد سالی کهنتر است و باید دید که چه تفاوتهایی میان این دو نسخه وجود دارد.
نکته ای که اینجا می ماند آن است که ظاهراً کاتب این نسخه سنّی مذهب بوده و علاقه ای به بخش ائمه کتاب تنزیه شریف مرتضی نداشته است. او این بخش را در قسمت پایانی متن کتاب سید مرتضی کتابت نکرده و آن را بدون هیچ اشاره ای رها کرده است. می دانیم که حتی در میان اهل سنت و نیز معتزلیان شخصیت شریف مرتضی مورد احترام بوده و برخی کتابهای او مورد استناد و تداول بوده؛ مانند امالی و حتی الذریعه او در اصول فقه. کتاب تنزیه الأنبیاء هم از همین شمار بوده است, اما طبعاً بخش ائمه شیعه آن مورد علاقه آنان نبوده (نک: مقاله من در رابطه با مقایسه تنزیه الانبیای او و حاکم جشمی). اینجا هم کاتب دقیقاً به همین شیوه عمل کرده است.
پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۷:۱۳